فال
جدیدا فهمیدم که من شاعر نیستم ولی شاعرم یعنی در واقع خودم رو یه شاعر حرفه ای نمی دونم یعنی شعرام در اون حد نیس ولی خودم رو شاعر می دونم یعنی با احساس(wow)
اینم شعر جدیدم که همش 6 بیته
ولی دیگه می خوام بزنم تو خط شعر نیمایی و شعر نو انگار باحال تره!
فال
پرواز میکنم در این شب سرد،بی بال
مانند شیر تنها در جنگل ،بی یال
می خواهم دور شوم از تاریکی این شب
گویا نمی دانم این شکلی است همه جا، هر سال
تنم سرد است،لباسم سرد،مدادم سرد
مانند میوه ای نرسیده ،کال
در این شب گر ستاره ی تابد نوری
ماه کندشان سرد و بی نور، بی حال
شاید بود ماه زیبا اما
نبود درونش پاک هرکه دارد خال
بگذریم خاموشی است از آنِِِِِِِِِ ِ ما
انگار بوده ست این در تقدیر ما و در فال
علی سنایی کیا 4 مرداد 88


