تبليغاتX
رنگارنگ

alisanaiekia

علی

alisanaiekia

http://alisanaiekia.blogfa.com

رنگارنگ

رنگارنگ

رنگارنگ

اسم وبلاگم رنگارنگه ولی به جون عزیزترین کسم این یه وبلاگ سیاسی نیست آخه من موندم اون آقاهه بیکار بوده اسم کانالش رو گذاشته رنگارنگ چه ربطی به سیاست داره؟!!
این وبلاگ یه وبلاگ رنگین رنگینه پر از چیزای مختلف
فقط همین
راستی منم علی هستم
نظر بدین ممنون میشم بیای تو ضرر نمی کنی

رنگارنگ

شهر بی فاعل

شرمنده که یه چند وقتی بود که بود که ژست نداده بودم!

یه مطلبم راجع به  شعر اینکه جنبه ی اجتماعی داره نه سیاسی

 

شهر بی فاعل

چه بگویم چه بگویم که زبانم قاصر است

چه کنم من که فقط اینجا خدایم حاضر است!

هزاران بیت می خواهد هزاران شعر مبهم

نمی فهمند اما،هرچه گویم باطل است!

صدایی نیست در این شهر،شهر شهر خاموشی است

های ببینم اصلا اینجا یک عالِم هست؟

اشتباه کردم، وقت تلف کردم ببخشید

نمی دانستم در این شهر فقط نافاعل است!!

        ع.س بیدار  ۱۳/۷/۸۸

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: دوشنبه 1388/07/13

شعر

 

هوای شمال خیلی خوبه برا شعر گفتن.اونجا یه سه چهار تا شعر گفتم در عرض  سه روز....

اینم یکی از اونا....

 

شعر

 

می گذارم قافیه در قافیه

 

می نویسم یک بیت در این ناحیه

 

شعرهایم همچو فکر خسته ام بی وزن است

 

سالهاست که قلب من در حزن است

 

خسته ام از واژه های بی فروغ

 

از شبستان های سرد و پر دروغ

 

تا به کی بر خویشتن امید دهم

 

تا به کی منتظر خورشید شوم

 

گر نمی آری نویدی تازه تر

 

همی خواهم نباشد بر تن من هیچ سر

 

انگار صحبت من ندارد فایده

 

این است سود عطر بی رایحه

 

کلمات شعر من پایان یافت

 

اما انگار این قائله ختمی نیافت!

 

9 مرداد 88

 

علی سنایی کیا

 

========================================

پ.ن: فروغ فرخزاد خیلی شعراش قشنگه یا حداقل برای من خیلی قشنگه.

 

 

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: یکشنبه 1388/05/11

فال

جدیدا فهمیدم که من شاعر نیستم ولی شاعرم یعنی در واقع خودم رو یه شاعر حرفه ای نمی دونم یعنی شعرام در اون حد نیس ولی خودم رو شاعر می دونم یعنی با احساس(wow)

اینم شعر جدیدم که همش 6 بیته

ولی دیگه می خوام بزنم تو خط شعر نیمایی و شعر نو انگار باحال تره!

فال

 

پرواز میکنم در این شب سرد،بی بال

مانند شیر تنها در جنگل ،بی یال

می خواهم دور شوم از تاریکی این شب

گویا نمی دانم این شکلی است همه جا، هر سال

تنم سرد است،لباسم سرد،مدادم سرد

مانند میوه ای نرسیده ،کال

در این شب گر ستاره ی تابد نوری

ماه کندشان سرد و بی نور، بی حال

شاید بود ماه زیبا اما

نبود درونش پاک هرکه دارد خال

بگذریم خاموشی است از آنِِِِِِِِِ ِ ما

انگار بوده ست این در تقدیر ما و در فال

 

علی سنایی کیا     4 مرداد 88

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: دوشنبه 1388/05/05

پر پرواز

اینم یه شعر دیگه بیت گر پرپرواز کردن....رو توی بهمن گفتم و بقیه اش رو توی اردیبهشت کامل کردم.

توش یه چندتا آرایه گذاشتم دوست دارم بفهمم بقیه هم اون آرایه ها رو حس میکنن یا نه واسه همین اگه پیداشون کردین تو نظرات بنویسین.

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/youngeconomist/handdove1.jpg

پر پرواز

 

گر پر پرواز کردن را نداری لااقل پر باز کن

صحبتی گر چند کوتاه از دل پر راز کن

گر نمیخواهیم بگویی عیب نیست

من نباید, لااقل تو با خدایت راز و نیاز کن

چرا پایان یابد داستان زندگیت اینجا

بیا و این بار آن را خوش تر آغاز کن

سخت است بی بال پریدن میدانم اما

گر پر پرواز کردن را نداری لااقل پرباز کن!

 

امضا: علیسنا

دوم اردیبهشت 88

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: میخوام آدرس و عنوان وبلاگم رو عوض کنم نظر بدین لطفا که چی بذارم.

پ.ن 2:    alisna.blogfa.com  خوبه؟

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: پنجشنبه 1388/02/03

بهار 1388

 

 

 

 

عید همگی مبارک

ایشالا... سالی خوبی رو پیش رو داشته باشین

 

eid22.jpg

بهار 1388

 

 

دوباره گذشت 365 روز

 

باز آمده بهار آمد نوروز

 

باغ ها پر شکوفه درختان نونوار

 

پرستوها بازگشته دلها بی قرار

 

می خندد خورشید میخوانند قناری ها

 

کای مردم به پا خیزید دوباره  گذشته هفته ها ماهها

 

رودها جاری چشمه ها جوشان

 

زمین در جشن آسمان آوازه خوان

 

نسیم ملایمی میدهد نوید

 

گذشت سالی دگر آمده سالی جدید

 

 مبارکباد بهار هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

اما یادمان باشد که این نیز خواهد گذشت!

 

علی سنایی کیا

سروده در : ۲۹ اسفند ۱۳۸۷

 

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: پنجشنبه 1387/12/29

رباعی

اول یه نکته مهم توی رباعی ضربه آخر یا به عبارتی همون مصرع آخر یا چهارم که تموم کننده است خیلی مهمه امیدوارم خوب سروده باشمش

از نظراتتون هم خیلی ممنونم شماهایی که اینقدر دقیق میخونین و با دقت تمام نظر میدین باعث میشین  من هم با اشتیاق بیشتر شعر بگم و همچنین اونو در اختیار شما بگذارم

دوتا رباعی هست


رباعی اول

حرارت از عشق تو زود میشه زیاد

آدم به جز تو دلش هیچی نمیخواد

آخ که چقدر تو دلچسب و شیرینی

فدات بشم ای کاسه ی فیرینی!

سروده شده در 24 دی 1387


رباعی دوم

اینک غزه در خون و در آتش است

پس کی نوبت زمان بس آتش است؟

کافی نبود کودکانی راهم که کشتید

مثل اینکه فلسطین را تنها خدا یارش است!

سروده شده در 24 دی 1387

 


از همتون بابت نظرات قشنگ و دقیقتون سپاسگذارم

فعلا

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: سه شنبه 1387/10/24

نوار خونین

توضیح خاصی ندارم به قول معروف مشک آن است که خود ببوید فقط نظر یادتون نره

 نوار خونین

همین امروز بیا تا تمامش کنیم

کاری که دیروز فرهاد نتوانست انجام دهد

بیا اینک آن را ما آغاز کنیم

بیا تان کوه درد را برش داریم

بیا تاکه خوبی جای آن بنشانیم

گویند کار امروز را به فردا مکشان

بیا تا کار فردا را امروز آغاز کنیم

همین امروز بیا اینجا کنار ما

تا که ما آن دو مثلث را رها مگذاریم

همین امروز همینجا در کنار هم

بیا تا نوار خونین را به ریسمانی تبدیل کنیم

سروده شده در ۲۲ دی ۸۷

                                                         ع.س


پ.ن:شنیدم بعضیا برای طرفداری غزه رفتند تا قله دماوند رو فتح کنند آخه یکی نیست بگه با این کارا که درست نمیشه

پ.ن ۲ : دیروز داشتم سووشون نوشته سیمین دانشور(همسر جلال آل احمد) رو میخوندم که دیدم یه جا سیاوش رو شبیه امام حسین و خواهرش رو شبیه خواهر ایشون گرفته بود نمیخوام شعار بدم ولی غزه امروز کربلای دیروزه و هیچ فرقی نمیکنه حالا شمایی عزاداری امام حسین رو میکنی نباید به فکر بچه های بی گناه باشیم

پ.ن ۳: جمله ام شعاری بود و لی من شعار نمیخواستم و نمیخوام که بدم...

پ.ن ۴: با این کارایی هم که ما میکنیم هیچ کمیکی به غزه نمیشه باید اغدامی درست کرد.

پ.ن۵: بازدید دیروزم ۳۱ بوده؟!!!

پ.ن۶: دیگه کاری ندارم فقط نظرتون رو راجع به شعرم بدین

ممنون

 

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: دوشنبه 1387/10/23

دخترک یتیم

به قول معروف سلام و علیک و از اینجور حرفا....

راستش نمیدونم کدومتون میدونین که من شعر میگم اونم خیلی وقته!

حالا به هر حال تصمیم گرفتم که از این به بعد شعرهام رو تو وبلاگمم بزارم ولی تورو خدا نظر بدین چون نظرتون برام خیلی ارزشمنده

این شعر رو ۱۷ دی گفتم نمیگم راجع به کیه احتمالا خودتون میفمین ولی تو موضوع محرم هست

بازم میگم نظر یادتون نره!!!

دخترک یتیم

چند سال پیش همین روزا دخترکی یتیم بودش

بابا نداشت شهید بودش

تمام خانوادشو اون کافرای لعنتی گرفته بودن

دخترک انقد گریه کرد تا که یه چیزی رو براش اوردن

دخترک....هیچی نگفت آخه فکر کرد اول غذاست

ولی بعدش یهو فهمید که اون همون سر باباست

شروع کرد به درد و دل با باباجون

با اینکه اون نداشت توی تنش رمق و جون

بابا جون میگن تو مردی

میگن آدم_بدی

ای کاش منم بمیرم

تا تورو باز ببینم

اینا منو چک میزنن

با شلاقاشون منو شلاق میزنن

آخه مگه من چند سالمه؟

با اینا من چه کارمه؟

مگه گناهم چی بوده؟

اشتباهم کجا بوده؟

میگن اینقده میزنن تا جونه من بالا بیاد

میگن اینجور آروم میشه انگاری که نمیبینن خون داره از پیشونیم میاد!

خدا جون دردم گرفته مامانم دارن میزنن

اگه بازم گریه کنم یعنی اونو باز میزنن؟

دختر آروم اونجا خوابید

انگاری که اون راس راسی باباشو دید

اما دیگه بیدار نشد

انگاری که اون پا نشد!

مثل اینکه رفتش بهشت

همونجوری که خدا جون نوشته توی سرنوشت.

17 دی 1387

برچسب ها: شعرهام
تاریخ ارسال: شنبه 1387/10/21

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا